پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۷۰

ماتم سرای خاک مقام نظاره نیست

اینجا گلی بغیر گریبان پاره نیست

در زیر تیغ حادثه پر دست و پا مزن

کاین درد را به جز سر تسلیم چاره نیست

از زاهدان خشک مجو پیچ و تاب عشق

ابروی قبله را خبری از اشاره نیست

ما درد را به داغ مداوا نموده ایم

بیچاره در قلمرو ما غیر چاره نیست

ما را ز دور چرخ مترسان که گوش ما

در حلقه تصرف این گوشواره نیست

دل نیست گوهری که به کس رایگان دهند

در یتیم، مهره هر گاهواره نیست

در لافگاه عشق که افتادگی است باب

هر کس ز خود پیاده نگردد، سواره نیست

خضر مسافران توکل عزیمت است

سیل بهار همسفر استخاره نیست

در چشمه سار باده اگر شستشو دهی

هر پاره دل تو کم از ماهپاره نیست

در تنگنای دل نگریزد، کجا رود؟

صائب حریف دیده شور ستاره نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۷۲یک آفریده از ته دل شادمانه نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۷۳ما را زبان شکوه ز جور زمانه نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۷۴از شرم اگر چه روی تو چندین نقاب داشت
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷۵ساقی ز ما شراب نخواهد دریغ داشت
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۷۶هر کس ز تیغ غمزه او سر دریغ داشت
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۷۷گل بس که شرم ازان رخ پر خط و خال داشت
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۷۸دل کار خود به دامن پاک دعا گذاشت
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۷۹روزی که عشق داغ مرا بر جگر گذاشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.