پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۷۷

گل بس که شرم ازان رخ پر خط و خال داشت

آیینه در کف از عرق انفعال داشت

از چشم دام می کند امروز خوابگاه

مرغی که وحشت قفس از نفس بال داشت

فیروز جنگ گشت دل شیشه بار ما

در کوچه ای که سنگ حذر از سفال داشت

زیر سیاه خیمه لیلی نشسته بود

مجنون اگر چه چشم به چشم غزال داشت

جز دود دل نچید گلی از وصال شمع

فانوس ساده لوح چها در خیال داشت

امروزه خنده طرح به گلزار می دهد

آن روزگار رفت که صائب ملال داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۷۹روزی که عشق داغ مرا بر جگر گذاشت
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۸۰بار غم از دلم می گلرنگ بر نداشت
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۸۱آسان نمی توان به سراپای ما گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۸۲امشب خیال زلف تو از چشم تر گذشت
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸۳کارم شب وصال به پاس نظر گذشت
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۸۴سر جوش عمر من به هوا و هوس گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸۵روزی که حرف عشق مرا بر زبان گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۸۶تا از عقیق او به بدخشان سخن گذشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.