پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۸۲

امشب خیال زلف تو از چشم تر گذشت

این رشته با هزار گره زین گهر گذشت

چون موج دست در کمر بحر می کند

هر کس که چون حباب تواند ز سر گذشت

از سنگلاخ دهر دل شیشه بار من

خندان چو کبک مست ز کوه و کمر گذشت

حسن تو سرکش است، وگرنه ز جذب عشق

آهو عنان کشیده مرا از نظر گذشت

نقص بصیرت است حجاب گذشتگی

تا چشم باز کرد ز دنیا شرر گذشت

چون شمع با سری که به یک موی بسته است

می بایدم ز پیش نسیم سحر گذشت

با شوخ دیدگان نتوان هم نواله شد

طوطی ز تنگ چشمی مور از شکر گذشت

از سیلی خزان نشود چهره اش کبود

آزاده خاطری که چو سرو از ثمر گذشت

چون بلبلان ترانه من مستی آورد

هر کس خبر گرفت ز من، بیخبر گذشت

صائب برون نبرد مرا وصل از خیال

فصل بهار من به ته بال و پر گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۸۴سر جوش عمر من به هوا و هوس گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۸۵روزی که حرف عشق مرا بر زبان گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۸۶تا از عقیق او به بدخشان سخن گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۸۷از داغ، روشنی جگر پاره پاره یافت
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸۸یک تن دل شکسته ز اهل وفا نیافت
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۸۹از خطِّ دلْ سیه، ز رخش آب و تاب رفت
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۹۰از خط حلاوت لب جانان به گرد رفت
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۹۱صبح شکوفه چون کف سیل بهار رفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.