پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۸۳

کارم شب وصال به پاس نظر گذشت

فصل بهار من به ته بال و پر گذشت

دامان بیخودی مده از کف به حرف عقل

از بیم راهزن نتوان زین سفر گذشت

دلبستگی نتیجه نقصان بینش است

تا چشم باز کرد صدف از گهر گذشت

ای کاش صرف مشق جنون می شدی تمام

از زندگانی آنچه به کسب هنر گذشت

گر سر رود، ز تیغ فنا سر نمی کشم

نتوان به تلخرویی بحر از گهر گذشت

هر زنده دل که بر خط تسلیم سر نهاد

چون خون مرده از خطر نیشتر گذشت

اشکم هزار مرحله از دل گذشته است

چون رهروی که گرم شد از راهبر گذشت

تا همچو شمع پای نهادم درین بساط

عمرم به گریه شب و آه سحر گذشت

دل را دست دار که موج سبک عنان

با کشتی شکسته ز بحر خطر گذشت

نقصان نکرده است کسی از گذشتگی

وصل نبات یافت چو بید از ثمر گذشت

صائب گرفت دامن عمر رمیده را

بر خاک هر که سایه آن سیمبر گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۸۵روزی که حرف عشق مرا بر زبان گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۸۶تا از عقیق او به بدخشان سخن گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۸۷از داغ، روشنی جگر پاره پاره یافت
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۸۸یک تن دل شکسته ز اهل وفا نیافت
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸۹از خطِّ دلْ سیه، ز رخش آب و تاب رفت
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۹۰از خط حلاوت لب جانان به گرد رفت
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۹۱صبح شکوفه چون کف سیل بهار رفت
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۹۲هر عاشق از رهی به حریم وصال رفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.