پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۸۸

یک تن دل شکسته ز اهل وفا نیافت

صد حرف آشنا زد و یک آشنا نیافت

محضر به خون بستر گل می کند درست

پهلوی من شکستگی از بوریا نیافت

بر چوب بست غیرت من دست شانه را

دست این چنین به زلف نسیم صبا نیافت

در پیش غنچه دهن دلفریب او

تا پسته لب گشود، دل خود به جا نیافت

از دست کوته است، که در زیر سنگ باد!

نخل قدش که جای در آغوش ما نیافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۹۰از خط حلاوت لب جانان به گرد رفت
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۹۱صبح شکوفه چون کف سیل بهار رفت
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۹۲هر عاشق از رهی به حریم وصال رفت
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۹۳نتوان به دستگیری اخوان ز راه رفت
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۹۴هر زنده دل که جا به مقام رضا گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۹۵چشمی که از غبار خطش توتیا گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۹۶دل راه اشک گرم به مژگان تر گرفت
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۹۷بتوان به آه کام دل از آسمان گرفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.