پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۹۷

بتوان به آه کام دل از آسمان گرفت

زور کمان به گرمی آتش توان گرفت

می بایدش ز حاصل ایام دست شست

سروی که جای بر لب آب روان گرفت

از ترکتاز عشق شکایت چسان کنم؟

کاین لشکر از سپاه من اول زبان گرفت

از وعده دروغ دل از دست می دهیم

یوسف به سیم قلب ز ما می توان گرفت

دندان به دل فشار که آب حیات رفت

هر تشنه کاین عقیق به زیر زبان گرفت

چون صبح هر که سینه خود را نمود صاف

عالم چو آفتاب به تیغ زبان گرفت

صائب ز خود برآی که چون تیغ آبدار

هر کس برون ز خویشتن آمد جهان گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۹۹کام از جهانِ دون به هوس می‌توان گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۰۰چون گوشه کلاه به پروانه نشکنم؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۰۱دل رفته رفته رنگ لب لعل او گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۰۲از زلف اگر نه حسن تو زنجیر می گرفت
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۰۳گر در میان هوا چو حبابت نمی گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۰۴از نوبهار روی زمین خشک و تر شکفت
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۰۵تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۰۶از حد گذشت وقت سحر آرمیدنت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.