پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰۲

از زلف اگر نه حسن تو زنجیر می گرفت

این دل رمیده را به چه تدبیر می گرفت؟

آن عهد یاد باد که آن زلف مشکبار

دیوانه مرا به دو زنجیر می گرفت

می جست از زبان ملامتگران پناه

مجنون که جای در دهن شیر می گرفت

می داد از دل آینه سامان برای تو

آهم که چشم آینه را دیر می گرفت

حیران عشق را خبر از خویشتن نبود

آیینه در برابر تصویر می گرفت

گر ناز بی دماغ نمی شد ز خون خلق

از دست غمزه تو که شمشیر می گرفت؟

پیری فسرده کرد مرا، ورنه پیش ازین

آتش ز شست من به نی تیر می گرفت

تا عشق داشت گوشه چشمی به من، جهان

گرد مرا به قیمت اکسیر می گرفت

دیوانه حلقه در بیت الحرام را

صائب به یاد حلقه زنجیر می گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۰۴از نوبهار روی زمین خشک و تر شکفت
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۰۵تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۰۶از حد گذشت وقت سحر آرمیدنت
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۰۷ماهی که ز پرتو به جهان شور درانداخت
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۰۸زلف تو کشاکش به رگ جان من انداخت
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۰۹زان خانه برانداز که از خانه زین خاست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۱۰در چشم غلط بین نبود وضع جهان راست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱۱جمعیت اسباب، حجاب نظر ماست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.