پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰۹

زان خانه برانداز که از خانه زین خاست

چندان ز جهان گرد برآمد که زمین خاست

موجی است که تاج از سر فغفور رباید

چینی که ز ابروی تو ای تلخ جبین خاست

در خانه زین زلزله افکند ز شوخی

آن فتنه ایام چو از روی زمین خاست

زان لنگر تمکین که به آهوی تو دادند

صیاد تو مشکل که تواند ز کمین خاست

در بادیه عشق، سمومی است جگرسوز

هر ناله گرمی که ازین خاک نشین خاست

گل کرد غبار خط ازان خال بناگوش

خوش فتنه ای از دامن این گوشه نشین خاست

هر چند که یک نقش فزون نیست نگین را

صد نقش مخالف لب او را ز نگین خاست

برخیز به تدریج، که از عالم اسباب

یکره نتوان در نفس بازپسین خاست

صائب به همین تازه غزل کز قلمت ریخت

زنگ الم از سینه عشاق حزین خاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۱۱جمعیت اسباب، حجاب نظر ماست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۱۲مستوری حسن از نظر بوالهوس ماست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۱۳آیینه خورشید دل بی هوس ماست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۱۴خمخانه افلاک تهی ساخته ماست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۱۵تمکین خرام تو ز بسیاری دلهاست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۱۶چشم تو عجب نیست اگر مست و خراب است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۱۷بر هر که نظر می فکنم مست و خراب است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱۸در عالم فانی که بقا پا به رکاب است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.