پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۱۸

در عالم فانی که بقا پا به رکاب است

گر زندگی خضر بود نقش بر آب است

از مردم دنیا طمع هوش مدارید

بیداری این طایفه خمیازه آب است

چون کوه، بزرگان جهان آنچه به سایل

بی منت و بی فاصله بخشند، جواب است!

در مشرب ما خاک نشینان قناعت

در آب رگ تلخی اگر هست گلاب است

در چشم گرانخواب، کتاب است کم از خشت

در دیده بیداردلان خشت کتاب است

مستی که ز خونابه دلهاست شرابش

دود دل ما در نظرش دود کباب است

زان در نظر خلق عزیزست، که گوهر

قانع شده از بحر به یک قطره آب است

آن را که ز کیفیت دیدار خبر یافت

هر شسته عذاری به نظر عالم آب است

هر چند که در خانه ز آب است خرابی

در دیده ما خانه بی آب خراب است

چون ریگ روان نرم روان مانده نگردند

وامانده کسی راهنوردان ز شتاب است

صائب به اثر زنده ز مرده است نکوتر

دستی که عطایی نکند پای به خواب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۲۰در پاس نفس می گذرد عمر عزیزش
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۲۱آفاق منور ز رخ انور صبح است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۲۲روشنگر آیینه دلها دم صبح است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۲۳سرگرم تمنای تو فارغ ز گزندست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۲۴واعظ نه ترا پایه گفتار بلندست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۲۵این هستی باطل چو شرر محض نمودست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۲۶ما صافدلان را چه غم از گرد و غبارست؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۲۷شمع سر خاک شهدا لاله داغ است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.