پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۲۰

در پاس نفس می گذرد عمر عزیزش

هر سوخته جانی که دلش همدم غیب است

هر کس کهخبر می دهد از راز حقیقت

زنهار مکن گوش که نامحرم غیب است

این زخم که از تیغ قضا بر جگر ماست

موقوف به روی دلی از مرهم غیب است

در چشم سیه خانه نشینان شهادت

دیدار بتان روزنه عالم غیب است

یک مو خبر از راز دهان تو ندارد

صائب که دلش آینه عالم غیب است

روشنگر آیینه دلها دم غیب است

میراب جگرسوختگان شبنم غیب است

شیرازه مجموعه دلهای پریشان

تاری ز سر زلف خم اندر خم غیب است

فیضی که دهد همچو مسیحا به نفس جان

در پرده عصمتکده مریم غیب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۲۲روشنگر آیینه دلها دم صبح است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۲۳سرگرم تمنای تو فارغ ز گزندست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۲۴واعظ نه ترا پایه گفتار بلندست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۲۵این هستی باطل چو شرر محض نمودست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۲۶ما صافدلان را چه غم از گرد و غبارست؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۲۷شمع سر خاک شهدا لاله داغ است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۲۸پیچیدن سر از دو جهان افسر عشق است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۲۹گردون صدف گوهر یکدانه عشق است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.