پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۲۷

شمع سر خاک شهدا لاله داغ است

صد پیرهن این سوخته دل به ز چراغ است

در دامن صحرای دل سوخته من

تا چشم کند کار، سیه خانه داغ است

هر کس من دلسوخته را دید، شود داغ

خاکستر پروانه من پای چراغ است

در دیده ما جوهریان خط یاقوت

جز مشق جنون هر چه بود پای کلاغ است

بلبل به نفس باز کند غنچه گل را

غافل که شکرخنده گل، رخنه باغ است

هر چند که باریک شود لفظ چو معنی

در خلوت اندیشه من موی دماغ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۲۹گردون صدف گوهر یکدانه عشق است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۳۰دل در نظر مردم فرزانه بزرگ است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۳۱خورشید ترا از خط شبرنگ وبال است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۳۲روشندل و دلبستگی تن چه خیال است؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۳۳جمعیت خاطر ز پریشانی عقل است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۳۴شیرازه جمعیت مستان خط جام است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۳۵مأوای تو از کعبه و بتخانه کدام است؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۳۶نقش به مراد دل ما خنده زخم است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.