پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۳۲

روشندل و دلبستگی تن چه خیال است؟

خورشید و نظربازی روزن چه خیال است؟

در رشته جان تا ز تعلق گرهی هست

بیرون شدن از چشمه سوزن چه خیال است؟

چون رنگ می از درد نگردیده مصفا

از شیشه افلاک گذشتن چه خیال است؟

بی علم و عمل راه سلامت نتوان رفت

بی بال و پر از دام پریدن چه خیال است؟

خورشید تهیدست ازان انجمن آمد

دست من و آن گوشه دامن چه خیال است؟

چون عشق به پیراهن یوسف نکند رحم

در پرده ناموس نشستن چه خیال است؟

جایی که فلک یک نفس آرام ندارد

در دامن خود پای شکستن چه خیال است؟

تا دور چو نعلین نسازی دو جهان را

صائب سفر وادی ایمن چه خیال است؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۳۴شیرازه جمعیت مستان خط جام است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۳۵مأوای تو از کعبه و بتخانه کدام است؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۳۶نقش به مراد دل ما خنده زخم است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۳۷پیراهن گل چاک ز بیداد نسیم است
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۳۸طوطی ز سخن صیقل آیینه جان است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۳۹درد تو به دلهای سبکروح گران است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۴۰در وصل، دل از هجر فزون دل نگران است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۴۱محو رخ زیبای تو فارغ ز جهان است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.