پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۴۱

محو رخ زیبای تو فارغ ز جهان است

بیداری حیرت زدگان خواب گران است

پوشیدن چشم از دو جهان سود نبخشد

مادام که دل در بر سالک نگران است

تا دست برآورده ام از خرقه تجرید

بر پیکر من بند قبا بند گران است

پیداست چو ابر تنک جلوه خورشید

در پرده چشمی که خیال تو نهان است

چون سیل، طلبکار ترا سنگ ملامت

در قطع بیابان طلب، سنگ فسان است

در مشرب من خلوت اگر خلوت گورست

بسیار به از صحبت ابنای زمان است

صائب مکن اندیشه جان در سفر عشق

کاین مرحله را ریگ روان خرده جان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۴۳چون آینه هر دل که ز روشن گهران است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۴۴دل بر شکن طره دلدار گران است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۴۵دل نقطه بسم الله دیوان جنون است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۴۶سبزی که سیاه است ازو روز من این است
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۴۷آن خانه برانداز که در خانه زین است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۴۸سبزی که مرا ساخته بیتاب همین است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۴۹چشمی که نظرباز به آن طاق دو ابروست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۵۰مرغی که رمیدن ز جهان بال و پر اوست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.