پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۴۵

دل نقطه بسم الله دیوان جنون است

جان رشته شیرازه فرقان جنون است

پیکان قدر، غنچه پژمرده عشق است

شمشیر قضا، موجه عمان جنون است

این عقل که هنگامه گفتار فرو چید

موری است که در دست سلیمان جنون است

شوری که نمکسود کند مغز زمین را

گردی ز نمکدان سر خوان جنون است

یونان خرد را صدف بحر نمودن

موقوف به یک موجه طوفان جنون است

مغزم به سر از خشک دماغی کف خاکی است

کو روغن بادام، که طغیان جنون است

لاحول خرد شد سر دیوانه ما را

زنجیر که بسم الله دیوان جنون است

صائب سر من پوچ شد از زمزمه عقل

خرم سر آن کس که به فرمان جنون است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۴۷آن خانه برانداز که در خانه زین است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۴۸سبزی که مرا ساخته بیتاب همین است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۴۹چشمی که نظرباز به آن طاق دو ابروست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۵۰مرغی که رمیدن ز جهان بال و پر اوست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۵۱عشق است که اکسیر بقا خاک در اوست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۵۲گفتار تو شهدی است که جانها مگس اوست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۵۳تنها نه همین ماه به فرمان خط اوست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۵۴بودی که نمودست وجودش، دهن اوست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.