پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۵۱

عشق است که اکسیر بقا خاک در اوست

از هر دو جهان سیر شدن ماحضر اوست

عشق است همایی که سعادت نظر اوست

افشاندن بال از دو جهان بال و پر اوت

هر چند ندارد صدف آن گوهر نایاب

هر دل که شود آب، محیط گهر اوست

هر چند که در رخنه دل گوشه نشین است

گردون یکی از حلقه به گوشان در اوست

هر چند که چون سرو روان میوه ندارد

امید جهان سایه نشین شجر اوست

هر چند که دل قطره خونی است ازین بحر

سرسبزی افلاک ز آب گهر اوست

دستی که در آغوش هوس حلقه نگردد

گستاخ تر از زلف به موی کمر اوست

از سینه هر کس شنوی ناله زاری

از خویش برون آی که آواز در اوست

بی عشق، دل از هر دو جهان سرد نگردد

این فیض ز تأثیر نسیم سحر اوست

از حوصله هر دو جهان، گرد برآرد

این نشأه که در ساغر اول نظر اوست

مویی که شود سلسله گردن شیران

در حلقه زنار میانان کمر اوست

هر تار ز پیراهن فانوس کمندی است

گستاخی پروانه نه از بال و پر اوست

در بیخودی آویز که در عالم هستی

سود دو جهان در سفر بی خطر اوست

صائب خبر یوسف گم کرده خود را

از بی خبری پرس که صاحب خبر اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۵۳تنها نه همین ماه به فرمان خط اوست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۵۴بودی که نمودست وجودش، دهن اوست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۵۵کیفیت می با لب شکرشکن توست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۵۶روزم سیه از پرتو آن چشم سیاه است
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۵۷یارب دل خون گشته ز مژگان که جسته است؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۵۸در پرده شب هر که می ناب گرفته است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۵۹از شش جهتم همچو شرر سنگ گرفته است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۶۰یک دلشده در دام نگاهت نگرفته است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.