پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۵۶

روزم سیه از پرتو آن چشم سیاه است

کز چین جبین سلسله جنبان نگاه است

خمیازه گل وقت سحر بی سببی نیست

غفلت نکنم، در خم آن طرف کلاه است

بر داغ سیه روزی عشاق ببخشای

شکرانه آن رو که ولی نعمت ماه است

غربت مپسندید که افتید به زندان

بیرون ز وطن پا مگذارید که چاه است

هر چند که از زلف تو یک پیچ نمانده است

در سینه من مایه صد سلسله آه است

بر خانه من سیل حوادث نکند زور

همواری من دشت صفت پشت و پناه است

پشت لب پیمانه ما سبز شد از زهر

آن ساقی بیرحم همان تلخ نگاه است

صائب عجبی نیست گر آرام ندارم

خاکستر من در گرو صرصر آه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۵۸در پرده شب هر که می ناب گرفته است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۵۹از شش جهتم همچو شرر سنگ گرفته است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۶۰یک دلشده در دام نگاهت نگرفته است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۶۱در روی زمین یک سر پر شور نمانده است
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۶۲از مرگ به ما نیم نفس بیش نمانده است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۶۳زان خرمن گل حاصل ما دامن چیده است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۶۴رخسار تو روز سیه ریش ندیده است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۶۵از عشق دلی نیست که زخمی نچشیده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.