پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۵۸

در پرده شب هر که می ناب گرفته است

از دست خضر در ظلمات آب گرفته است

شمع سر بالین بودش دولت بیدار

آن را که خیال تو رگ خواب گرفته است

از روشنی عاریتی دل نگشاید

آیینه ما زنگ ز مهتاب گرفته است

عاجز ز عنانداری سیلاب نگردد

دستی که عنان دل بیتاب گرفته است

قربانی ما از نگه عجز، مکرر

تیغ از کف بیرحمی قصاب گرفته است

نتوان ز دل ساده ما تند گذشتن

آیینه ما دامن سیماب گرفته است

از غیرت چشم تر من بحر گرانسنگ

پیچیدگی از حلقه گرداب گرفته است

مسجود خلایق ز عزیزی شده صائب

هر کس ز جهان گوشه چو محراب گرفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۶۰یک دلشده در دام نگاهت نگرفته است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۶۱در روی زمین یک سر پر شور نمانده است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۶۲از مرگ به ما نیم نفس بیش نمانده است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۶۳زان خرمن گل حاصل ما دامن چیده است
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۶۴رخسار تو روز سیه ریش ندیده است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۶۵از عشق دلی نیست که زخمی نچشیده است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۶۶با طره او مشک ختا دود کبابی است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۶۷هر شام ز ماه رمضان صبح امیدی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.