پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۵۰

مرغی که رمیدن ز جهان بال و پر اوست

از عرش گذشتن سفر مختصر اوست

عشقی و محیطی است که دلها گهر اوست

نیلی رخ افلاک ز موج خطر اوست

عشق تو همایی است که دولت اثر اوست

بر هم زدن هر دو جهان بال و پر اوست

شیرینی جان چاشنی خنده ندارد

این شیوه جانسوز همین با شکر اوست

سیری ز تماشای خود آن حسن ندارد

تا آینه دیده ما در نظر اوست

چشم تو چه خونها که کند در دل مردم

زان فتنه خوابیده که در زیر سر اوست

شوخی که مرا بی دل و دین ساخته صائب

بتخانه چین پرده نشین نظر اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۵۲گفتار تو شهدی است که جانها مگس اوست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۵۳تنها نه همین ماه به فرمان خط اوست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۵۴بودی که نمودست وجودش، دهن اوست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۵۵کیفیت می با لب شکرشکن توست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۵۶روزم سیه از پرتو آن چشم سیاه است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۵۷یارب دل خون گشته ز مژگان که جسته است؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۵۸در پرده شب هر که می ناب گرفته است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۵۹از شش جهتم همچو شرر سنگ گرفته است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.