پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۴۹

چشمی که نظرباز به آن طاق دو ابروست

دایم دو دل از عشق چو شاهین ترازوست

بی نرگس گویا، به سخن لب نگشاییم

ما را طرف حرف همین چشم سخنگوست

بس خون که کند در دل مرغان چمن زاد

این حسن خداداد که با آن گل خودروست

در پرده بینایی من نقش دویی نیست

هر داغ پلنگم به نظر دیده آهوست

تا غنچه نگردیم دل ما نگشاید

در خلوت ما رطل گران کاسه زانوست

در روز به مجلس مطلب دختر رز را

صحبت به شب انداز، که صحبت گل شب بوست

صائب چه خیال است که از سینه کند یاد؟

هر دل که گرفتار در آن حلقه گیسوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۵۱عشق است که اکسیر بقا خاک در اوست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۵۲گفتار تو شهدی است که جانها مگس اوست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۵۳تنها نه همین ماه به فرمان خط اوست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۵۴بودی که نمودست وجودش، دهن اوست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۵۵کیفیت می با لب شکرشکن توست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۵۶روزم سیه از پرتو آن چشم سیاه است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۵۷یارب دل خون گشته ز مژگان که جسته است؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۵۸در پرده شب هر که می ناب گرفته است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.