پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۴۸

سبزی که مرا ساخته بیتاب همین است

خضری که به آدم ندهد آب همین است

شوخی که به یک جلوه مستانه جهان را

داده است به سیلاب می ناب همین است

سیلاب خرامی که فکنده است ز رفتار

در کوه گران رعشه سیماب همین است

ماهی که نموده است ز رخسار شفق رنگ

خون در دل خورشید جهانتاب همین است

بحری که ز رخسار گهر گرد یتیمی

شسته است به رخساره چون آب همین است

آن فتنه ایام که در پرده شبها

آورده شبیخون به سر خواب همین است

آن دشمن ایمان که ز رخسار چو قندیل

آتش زده در سینه محراب همین است

آن گوهر شهوار که دریای گهر را

در گوش کشد حلقه گرداب همین است

خورشید عذاری که ازو سوخته صائب

خون در جگر لاله سیراب همین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۵۰مرغی که رمیدن ز جهان بال و پر اوست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۵۱عشق است که اکسیر بقا خاک در اوست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۵۲گفتار تو شهدی است که جانها مگس اوست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۵۳تنها نه همین ماه به فرمان خط اوست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۵۴بودی که نمودست وجودش، دهن اوست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۵۵کیفیت می با لب شکرشکن توست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۵۶روزم سیه از پرتو آن چشم سیاه است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۵۷یارب دل خون گشته ز مژگان که جسته است؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.