پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۴۶

سبزی که سیاه است ازو روز من این است

سروی که منم فاخته اش این نمکین است

زان شمع نسوزم که ز فانوس حصاری است

گرد سر آن شمع که در خانه زین است

در جبهه من شعله فطرت بتوان دید

چون تیغ عیان جوهرم از چین جبین است

در خانه آیینه چه حاجت به چراغ است؟

بر سینه من داغ نهادن نمکین است

بگذار که صائب ز لبت کام بگیرد

امروز که کنج دهنت بوسه نشین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۴۸سبزی که مرا ساخته بیتاب همین است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۴۹چشمی که نظرباز به آن طاق دو ابروست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۵۰مرغی که رمیدن ز جهان بال و پر اوست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۵۱عشق است که اکسیر بقا خاک در اوست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۵۲گفتار تو شهدی است که جانها مگس اوست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۵۳تنها نه همین ماه به فرمان خط اوست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۵۴بودی که نمودست وجودش، دهن اوست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۵۵کیفیت می با لب شکرشکن توست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.