پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۴۴

دل بر شکن طره دلدار گران است

فریاد که این نغمه بر این تار گران است

مژگان تو با دل سر پیوند ندارد

دلجویی این آبله بر خار گران است

شد چشم تو هشیار و خراب است همان دل

بیمار سبک گشت و پرستار گران است

تیغ تو ز آمیزش جوهر گله دارد

این موج بر این قلزم خونخوار گران است

مویی شدم از فکر، که چون حلقه کنم دست

بر موی میان تو که زنار گران است؟

آن حسن محال است که از پرده برآید

بر یوسف ما جوش خریدار گران است

دل شکوه ز شمشیر سبکروح تو دارد

این آب سبک بر دل بیمار گران است

جز دست گزیدن ز لبش قسمت ما نیست

ما مفلس و آن گوهر شهوار گران است

چون رقعه ارباب طمع بر دل ممسک

داغ ستم عشق به اغیار گران است

صائب چه کند روی به صحرا نگذارد؟

بر اهل جنون سایه دیوار گران است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۴۶سبزی که سیاه است ازو روز من این است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۴۷آن خانه برانداز که در خانه زین است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۴۸سبزی که مرا ساخته بیتاب همین است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۴۹چشمی که نظرباز به آن طاق دو ابروست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۵۰مرغی که رمیدن ز جهان بال و پر اوست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۵۱عشق است که اکسیر بقا خاک در اوست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۵۲گفتار تو شهدی است که جانها مگس اوست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۵۳تنها نه همین ماه به فرمان خط اوست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.