پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۳۷

پیراهن گل چاک ز بیداد نسیم است

از خنده بی وقت دل پسته دو نیم است

کامل هنران در وطن خویش غریبند

در پشت صدف گوهر شهوار یتیم است

نتوان به کرم بنده خود کرد جهان را

اینجاست که هر کس که بخیل است کریم است

در کوچ بود عشرت ایام بهاران

شبنم اثر آبله پای نسیم است

راضی به قضا باش که در خاطر خرسند

چندان که نظر کار کند ناز و نعیم است

در بادیه ها درد به درمان نتوان یافت

بیماری هر شهر به مقدار حکیم است

در دیده روشن گهران هر ورق گل

از نور تجلی ید بیضای کلیم است

در نقطه موهوم هویداست به تفصیل

هر نقش که در دایره عرش عظیم است

(هر نقش امیدی که به آن شاد شود دل

در پشت سراپرده زنبوری بیم است)

صائب به گناه دو جهان از کرم او

نومید نگردی، که خداوند کریم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۳۹درد تو به دلهای سبکروح گران است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۴۰در وصل، دل از هجر فزون دل نگران است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۴۱محو رخ زیبای تو فارغ ز جهان است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۴۲لعل تو ز روشن گهری جان جهان است
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۴۳چون آینه هر دل که ز روشن گهران است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۴۴دل بر شکن طره دلدار گران است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۴۵دل نقطه بسم الله دیوان جنون است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۴۶سبزی که سیاه است ازو روز من این است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.