پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۲۸

پیچیدن سر از دو جهان افسر عشق است

برخاستن از جان، علم لشکر عشق است

گلگونه رخسار گهر گرد یتیمی است

خواری و غریبی پدر و مادر عشق است

گر دفتر عقل است ز جمعیت اوراق

از هر دو جهان فرد شدن دفتر عشق است

تنها نگرفته است همین روی زمین را

چون بیضه فلک در ته بال و پر عشق است

سر بر خط حکمش ننهد خاک، چه سازد؟

جایی که فلک بنده و فرمانبر عشق است

حرفش ز دل سوخته ام دود برآورد

آتش بود آن آب که در گوهر عشق است

بر حلقه در، در حرم وصل برد رشک

هر حلقه چشمی که ادب پرور عشق است

چون نار کند شق دل مینای فلک را

این باده پر زور که در ساغر عشق است

از عشق بود هر که رسیده است به جایی

پرواز کمالات به بال و پر عشق است

شیرین سخن افتاده اگر خامه صائب

زان است که نیشکر بوم و بر عشق است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۳۰دل در نظر مردم فرزانه بزرگ است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۳۱خورشید ترا از خط شبرنگ وبال است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۳۲روشندل و دلبستگی تن چه خیال است؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۳۳جمعیت خاطر ز پریشانی عقل است
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۳۴شیرازه جمعیت مستان خط جام است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۳۵مأوای تو از کعبه و بتخانه کدام است؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۳۶نقش به مراد دل ما خنده زخم است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۳۷پیراهن گل چاک ز بیداد نسیم است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.