پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۲۵

این هستی باطل چو شرر محض نمودست

یک چشم زدن ره ز عدم تا به وجودست

کیفیت طاعت مطلب از سر هشیار

مینای تهی بیخبر از ذوق سجودست

خامی است امید ثمر از نخل تمنا

بگذار که این هیزم تر مایه دودست

زخمی که نه ناسور بود رخنه مرگ است

داغی که ندارد نمکی چشم حسودست

از بید جز افتادگی و عجز مجویید

مجنون خدا را همه دم کار سجودست

افسردگی عشق ز افسردگی ماست

هنگامه مجمر خنک از خامی عودست

مردان خدا فارغ از اندیشه چرخند

رخسار زنان لایق این خال کبودست

صائب ثمر عشق من از آینه رویان

چون طوطی از آیینه همین گفت و شنودست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۲۷شمع سر خاک شهدا لاله داغ است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۲۸پیچیدن سر از دو جهان افسر عشق است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۲۹گردون صدف گوهر یکدانه عشق است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۳۰دل در نظر مردم فرزانه بزرگ است
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۳۱خورشید ترا از خط شبرنگ وبال است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۳۲روشندل و دلبستگی تن چه خیال است؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۳۳جمعیت خاطر ز پریشانی عقل است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۳۴شیرازه جمعیت مستان خط جام است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.