پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۲۴

واعظ نه ترا پایه گفتار بلندست

آواز تو از گنبد دستار بلندست

در کعبه ز اسرار حقیقت خبری نیست

این زمزمه از خانه خمار بلندست

مژگان تو از خواب گران است نظربند

ورنه همه جا شعله دیدار بلندست

یک شعله شوخ است که در سیر مقامات

گاه از شجر طور و گه از دار بلندست

از بی هنران شعله ادارک مجویید

این طایفه را طره دستار بلندست

تن چیست که با خاک برابر نتوان کرد؟

از کوتهی ماست که دیوار بلندست

کوته بود از دامن عریانی مجنون

هر چند که دست ستم خار بلندست

غافل کند از کوتهی عمر شکایت

شب در نظر مردم بیدار بلندست

هر چند زمین گیر بود دانه امید

دست کرم ابر گهربار بلندست

صائب ز بلند اختری همت والاست

گر زان که ترا پایه گفتار بلندست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۲۶ما صافدلان را چه غم از گرد و غبارست؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۲۷شمع سر خاک شهدا لاله داغ است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۲۸پیچیدن سر از دو جهان افسر عشق است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۲۹گردون صدف گوهر یکدانه عشق است
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۳۰دل در نظر مردم فرزانه بزرگ است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۳۱خورشید ترا از خط شبرنگ وبال است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۳۲روشندل و دلبستگی تن چه خیال است؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۳۳جمعیت خاطر ز پریشانی عقل است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.