پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۱۰

در چشم غلط بین نبود وضع جهان راست

چون جوی بود کج، نرود آب روان راست

شد بیخبری خضر ره کوی خرابات

آمد به غلط تیر کج ما به نشان راست

در طینت پیران اثری نیست دوا را

از دست نوازش نشود پشت کمان راست

از سختی ره راهرو عشق ننالد

تا کعبه توان رفت به این سنگ نشان راست

بلبل دلی از رد به فریاد تهی کرد

ای وای ز دردی که نیاید به زبان راست

چون تیر ز روشن گهران گرد برآورد

تا با که شود این فلک سخت کمان راست

چون شمع اگر قطره اشکی نفشانی

مگذر ز سر خاک من ای سر روان راست

در سوختگان نشو و نماهاست شرر را

ای زهره جبین مگذر ازین لاله ستان راست

شایسته لنگر نبود حلقه گرداب

در زیر فلک صبح نفس کرد چسان راست؟

صائب شود آفاق معطر ز شمیمش

چون غنچه کسی را که بود دل به زبان راست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۱۲مستوری حسن از نظر بوالهوس ماست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۱۳آیینه خورشید دل بی هوس ماست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۱۴خمخانه افلاک تهی ساخته ماست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۱۵تمکین خرام تو ز بسیاری دلهاست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۱۶چشم تو عجب نیست اگر مست و خراب است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۱۷بر هر که نظر می فکنم مست و خراب است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۱۸در عالم فانی که بقا پا به رکاب است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱۹جمعیت جسم از نفس پا به رکاب است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.