پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰۴

از نوبهار روی زمین خشک و تر شکفت

این باغ را ببین که چه در یکدگر شکفت

شب زنده دار باش کز این باغ دلفریب

آن فیض بیش برد که پیش از سحر شکفت

گلگل شکفت آبله من ز نیشتر

نتوان به روی دشمن ازین بیشتر شکفت

با غنچگی بساز که نرگس درین چمن

افتاد در خمار اگر یک نظر شکفت

جای فراغ بال ندارد فضای چرخ

در سینه صدف نتواند گهر شکفت

هر پاره ای شد از جگرم لعل آبدار

پیکان آبدار تو تا در جگر شکفت

از چشم شور، صبح به خون شفق نشست

بیچاره شد کسی که درین بوم و بر شکفت

مردم به روی هم نتوانند رنگ دید

خوش وقت لاله ای که به کوه و کمر شکفت

چندان که کرد شرم و حیا بیش خودکشی

در پرده غنچه لب او بیشتر شکفت

هر چند گل ز خنده سر خود به باد داد

سال دگر ز ساده دلی بیشتر شکفت

برداشت سقف چرخ ز جا، شور بلبلان

صائب درین بهار چه گل تا دگر شکفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۰۶از حد گذشت وقت سحر آرمیدنت
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۰۷ماهی که ز پرتو به جهان شور درانداخت
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۰۸زلف تو کشاکش به رگ جان من انداخت
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۰۹زان خانه برانداز که از خانه زین خاست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۱۰در چشم غلط بین نبود وضع جهان راست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۱۱جمعیت اسباب، حجاب نظر ماست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۱۲مستوری حسن از نظر بوالهوس ماست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱۳آیینه خورشید دل بی هوس ماست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.