پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰۳

گر در میان هوا چو حبابت نمی گرفت

دریا به هیچ و پوچ حسابت نمی گرفت

می داشتی گر از دل بیدار بهره ای

شب دیده ستاره به خوابت نمی گرفت

گر پیچ و تاب عشق نمی گشت مهربان

شیرازه در بغل چو کتابت نمی گرفت

در هم نمی فشرد اگر درددل ترا

مغز جهان شمیم گلابت نمی گرفت

مجنون صفت ز عقل اگر ساده می شدی

اندیشه خطا و صوابت نمی گرفت

یک چند، جوش در دل خم گر نمی زدی

کام از لب پیاله شرابت نمی گرفت

می داشت گوهر تو اگر مغز آگهی

دنیا به دام موج سرابت نمی گرفت

باریک اگر می شدی از بوته گداز

چون ماه عید، چرخ رکابت نمی گرفت

می کرد خامسوز ترا آتش شباب

پیری اگر خبر ز کبابت نمی گرفت

صائب چراغ خانه و شمع مزار بود

دل، گرد اگر ز عالم آبت نمی گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۰۵تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۰۶از حد گذشت وقت سحر آرمیدنت
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۰۷ماهی که ز پرتو به جهان شور درانداخت
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۰۸زلف تو کشاکش به رگ جان من انداخت
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۰۹زان خانه برانداز که از خانه زین خاست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۱۰در چشم غلط بین نبود وضع جهان راست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۱۱جمعیت اسباب، حجاب نظر ماست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱۲مستوری حسن از نظر بوالهوس ماست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.