پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۹۶

دل راه اشک گرم به مژگان تر گرفت

افسوس کاین گره سر راه گهر گرفت

چشمم سفید ناشده، آمد نسیم وصل

پیش از شکوفه نخل امیدم ثمر گرفت

تا سایه کرد بر سر من آفتاب عشق

بر هر زمین که سایه ام افتاد، در گرفت

عشق از طواف کعبه مرا بی نیاز کرد

این سیل تندرو، ز رهم سنگ بر گرفت

روی ترا به لانه حمرا چه نسبت است؟

نظاره تو شم مرا در گهر گرفت

بی پختگی ز عمر حلاوت مدار چشم

بادام سبز را نتوان در شکر گرفت

صائب جریده شو که سکندر ز آب خضر

زان ناامید شد که پی راهبر گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۹۸دل را ز ما به حسن ادا می توان گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۹۹کام از جهانِ دون به هوس می‌توان گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۰۰چون گوشه کلاه به پروانه نشکنم؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۰۱دل رفته رفته رنگ لب لعل او گرفت
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۰۲از زلف اگر نه حسن تو زنجیر می گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۰۳گر در میان هوا چو حبابت نمی گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۰۴از نوبهار روی زمین خشک و تر شکفت
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۰۵تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.