پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰۰

چون گوشه کلاه به پروانه نشکنم؟

داغ از میان سوختگان دست من گرفت

از چاک پیرهن چه قدر وا شود دلش؟

دستی که فال عیش ز چاک کفن گرفت

در نار باغ سینه حلاوت نمانده است

امروز دست ازوست که سیب ذقن گرفت

در سنگلاخ دهر چه پاسخت کرده ای؟

آیینه روشنی ز جلای وطن گرفت

صائب همین بس است که در سلک شاعران

طالب نمی کند به سخن های من گرفت

کلکم به یک صریر سواد سخن گرفت

بلبل به زور ناله سراسر چمن گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۰۲از زلف اگر نه حسن تو زنجیر می گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۰۳گر در میان هوا چو حبابت نمی گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۰۴از نوبهار روی زمین خشک و تر شکفت
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۰۵تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۰۶از حد گذشت وقت سحر آرمیدنت
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۰۷ماهی که ز پرتو به جهان شور درانداخت
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۰۸زلف تو کشاکش به رگ جان من انداخت
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۰۹زان خانه برانداز که از خانه زین خاست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.