پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۸۶

تا از عقیق او به بدخشان سخن گذشت

از سنگ، لعل چون عرق از پیرهن گذشت

دامان چین ز عطسه خون لاله زار شد

از بس نسیم زلف به مغز ختن گذشت

گرد لب پیاله که از مجلس شراب

حرفی برون نبرد اگر صد سخن گذشت

یوسف ز شرم سر به گریبان چاه برد

تا از قماش پیرهن او سخن گذشت

آتش ز روی صورت دیوار می چکد

پروانه چون تواند ازین انجمن گذشت؟

صائب کمال زلف در آشفته خاطری است

نتوان ز بیم ناخن دخل از سخن گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۸۸یک تن دل شکسته ز اهل وفا نیافت
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۸۹از خطِّ دلْ سیه، ز رخش آب و تاب رفت
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۹۰از خط حلاوت لب جانان به گرد رفت
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۹۱صبح شکوفه چون کف سیل بهار رفت
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۹۲هر عاشق از رهی به حریم وصال رفت
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۹۳نتوان به دستگیری اخوان ز راه رفت
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۹۴هر زنده دل که جا به مقام رضا گرفت
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۹۵چشمی که از غبار خطش توتیا گرفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.