پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۷۸

دل کار خود به دامن پاک دعا گذاشت

اغیار را به باطن مهر و وفا گذاشت

ناخن شکست و سینه همان برقرار خویش

فرهاد رفت و کوه الم را به جا گذاشت

خضری که خار از قدم سعی می کشید

پای به خواب رفته ما را حنا گذاشت

دیگر به خاک پای تو دست که می رسد؟

صد سرمه خط به کاغذ این توتیا گذاشت

روزی که عشق سلسله جنبان زلف شد

زنجیر جای کفش مرا پیش پا گذاشت

صائب گلی نچید ز شکر لبان هند

روز بدی قدم به دیار وفا گذاشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۸۰بار غم از دلم می گلرنگ بر نداشت
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۸۱آسان نمی توان به سراپای ما گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۸۲امشب خیال زلف تو از چشم تر گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۸۳کارم شب وصال به پاس نظر گذشت
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸۴سر جوش عمر من به هوا و هوس گذشت
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۸۵روزی که حرف عشق مرا بر زبان گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸۶تا از عقیق او به بدخشان سخن گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۸۷از داغ، روشنی جگر پاره پاره یافت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.