پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۸۰

بار غم از دلم می گلرنگ بر نداشت

این سیل هرگز از ره من سنگ برنداشت

از بس فشرد گریه بیدادگر مرا

ناخن ز کاوش دل من رنگ برنداشت

اوقات خود ز مشق پریشان سیاه کرد

چشمی که نسخه زان خط شبرنگ برنداشت

از شور عشق سلسله جنبان عالمم

مرغی مرا ندید که آهنگ برنداشت

شد کهربا به خون جگر لعل آبدار

از می خزان چهره ما رنگ برنداشت

یارب شود چو دست سبو خشک زیر سر

دستی که در شکستن من سنگ برنداشت

چون برگ لاله گرچه به خون غوطه ها زدیم

بخت سیه ز دامن ما چنگ برنداشت

برداشتیم بار غم خلق سالها

از راه ما اگرچه کسی سنگ برنداشت

بسم الله امید بود زخم تیغ عشق

بی حاصل آن که زخم چنین جنگ برنداشت

هر چند همچو سایه فتادم به پای خلق

از خاک ره مرا کسی از ننگ برنداشت

صائب ز بزم عقده گشایان کناره کرد

ناز نسیم، غنچه دلتنگ برنداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۸۲امشب خیال زلف تو از چشم تر گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۸۳کارم شب وصال به پاس نظر گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۸۴سر جوش عمر من به هوا و هوس گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۸۵روزی که حرف عشق مرا بر زبان گذشت
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸۶تا از عقیق او به بدخشان سخن گذشت
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۸۷از داغ، روشنی جگر پاره پاره یافت
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸۸یک تن دل شکسته ز اهل وفا نیافت
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۸۹از خطِّ دلْ سیه، ز رخش آب و تاب رفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.