پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۷۳

ما را زبان شکوه ز جور زمانه نیست

یاقوت وار آتش ما را زبانه نیست

با قد خم کسی که شود غافل از خدا

در خانه کمان، نظرش بر شانه نیست

افغان که ناله من برگشته بخت را

در گوش خوابناک تو ره چون فسانه نیست

حسن تو منتهی شده و صبر من تمام

تنگ است وقت ما و تو، جای بهانه نیست

گر جرم من ز ریگ روان است بیشتر

شکر خدا که رحمت حق را کرانه نیست

چون چشم وا کنم، که به وحشی غزال من

مد نگاه گرم، کم از تازیانه نیست

شرب مدام، زندگی جاودان بود

آب حیات، غیر شراب شبانه نیست

از موج، تازیانه گلگون می بس است

حاجت به ساز کردن چنگ و چغانه نیست

افسردگی زم و زمان را گرفته است

فرقی میان پیر و جوان زمانه نیست

قانع به خاکساریم از اوج اعتبار

صائب به صدر، چشم من از آستانه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۷۵ساقی ز ما شراب نخواهد دریغ داشت
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۷۶هر کس ز تیغ غمزه او سر دریغ داشت
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۷۷گل بس که شرم ازان رخ پر خط و خال داشت
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷۸دل کار خود به دامن پاک دعا گذاشت
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۷۹روزی که عشق داغ مرا بر جگر گذاشت
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۸۰بار غم از دلم می گلرنگ بر نداشت
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸۱آسان نمی توان به سراپای ما گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۸۲امشب خیال زلف تو از چشم تر گذشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.