پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۷۵

ساقی ز ما شراب نخواهد دریغ داشت

دریا ز تشنه آب نخواهد دریغ داشت

آن شاخ گل کز او جگر خار تازه است

از بلبلان گلاب نخواهد دریغ داشت

ابری که بخیه زد به گهر سینه صدف

هرگز ز گوهر آب نخواهد دریغ داشت

لعلی کز اوست زخم نمکسود سنگ را

شور از دل کباب نخواهد دریغ داشت

خورشید چون ز خاک ندارد دریغ فیض

از لعل، آب و تاب نخواهد دریغ داشت

گر در نقاب خاک زند غوطه، نور خود

از ماه، آفتاب نخواهد دریغ داشت

دل بد مکن که خنده مشکل گشای صبح

از غنچه فتح باب نخواهد دریغ داشت

آن منعمی که چشم و دهان بی سؤال داد

اسباب خورد و خواب نخواهد دریغ داشت

آن کس که بی طلب به تو نقد حیات داد

امروز نان و آب نخواهد دریغ داشت

پیر مغان که دست سبو بی طلب گرفت

صائب ز ما شراب نخواهد دریغ داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۷۷گل بس که شرم ازان رخ پر خط و خال داشت
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۷۸دل کار خود به دامن پاک دعا گذاشت
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۷۹روزی که عشق داغ مرا بر جگر گذاشت
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۸۰بار غم از دلم می گلرنگ بر نداشت
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸۱آسان نمی توان به سراپای ما گذشت
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۸۲امشب خیال زلف تو از چشم تر گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸۳کارم شب وصال به پاس نظر گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۸۴سر جوش عمر من به هوا و هوس گذشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.