پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۷۴

از شرم اگر چه روی تو چندین نقاب داشت

هر ذره از فروغ تو چشم پر آب داشت

رفتی به سیر گلشن و از شرم آب شد

هر گل که باغبان ز برای گلاب داشت

دود قیامت از دل آتش بلند کرد

خونابه ای که در دل گرم این کباب داشت

می خواست زین خرابه به جای خراج، گنج

فرمانروای عشق که ما را خراب داشت

در گلشنی که بلبل ما شد سیه گلیم

هر غنچه در نقاب، گل آفتاب داشت

مجنون به ریگ بادیه غم های خود شمرد

یاد زمانه ای که غم دل حساب داشت

زان آتشی که در دل من عشق برفروخت

هر موی من چو موی میان پیچ و تاب داشت

از ورطه ای که کشتی ما بر کنار رفت

دریا خطر ز گردش چشم حباب داشت

صائب ز ما دگر سخن خونچکان مجوی

تا خام بود، گریه خونین کباب داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۷۶هر کس ز تیغ غمزه او سر دریغ داشت
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۷۷گل بس که شرم ازان رخ پر خط و خال داشت
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۷۸دل کار خود به دامن پاک دعا گذاشت
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷۹روزی که عشق داغ مرا بر جگر گذاشت
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸۰بار غم از دلم می گلرنگ بر نداشت
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۸۱آسان نمی توان به سراپای ما گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸۲امشب خیال زلف تو از چشم تر گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۸۳کارم شب وصال به پاس نظر گذشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.