پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۷۲

یک آفریده از ته دل شادمانه نیست

فرقی میان پیر و جوان زمانه نیست

خاری که در دلم نخلد چون زبان مار

در آشیانه من بی آب و دانه نیست

خمیازه نشاط بود خنده اش چو صبح

آن را که در جگر نفس بیغمانه نیست

بر هر که می فتد نظرم، دلشکسته است

یک شیشه درست درین شیشه خانه نیست

باغ و بهار ما جگر داغدار ماست

در برگریز، بلبل ما بی ترانه نیست

یارب که چشم کرد من دردمند را؟

کز دیده کاروان سرشکم روانه نیست

ره گم ز تازیانه کند اسب راهوار

در بزم باده حاجت چنگ و چغانه نیست

از بهر حفظ، سیم و زر بی ثبات را

بهتر ز دست و دامن سایل خزانه نیست

بیهوده سیر و دور به گرد جهان زند

پرگار را بغیر دل خویش دانه نیست

افتاده ای تو در غلط از کثرت مثال

یک عکس بیش در همه آیینه خانه نیست

صائب بغیر نام، چو عنقا درین جهان

چیزی دگر ز هستی من در میانه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۷۴از شرم اگر چه روی تو چندین نقاب داشت
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۷۵ساقی ز ما شراب نخواهد دریغ داشت
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۷۶هر کس ز تیغ غمزه او سر دریغ داشت
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷۷گل بس که شرم ازان رخ پر خط و خال داشت
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۷۸دل کار خود به دامن پاک دعا گذاشت
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۷۹روزی که عشق داغ مرا بر جگر گذاشت
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸۰بار غم از دلم می گلرنگ بر نداشت
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۸۱آسان نمی توان به سراپای ما گذشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.