پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۶۷

محوم چنان که در دل تنگم اراده نیست

در شیشه ام ز جوش پری جای باده نیست

از خود سفر کنم به امید کدام راه؟

جز موجه سراب درین دشت جاده نیست

بالاترست از حرکت رتبه سکون

آب روان به صافی آب ستاده نیست

دل ساده کن ز نقش که در روز بازخواست

پروانه نجات به جز لوح ساده نیست

پیشانی گشاده ز آفات ایمن است

چون شیشه جام را خطر از جوش باده نیست

در تنگنای بیضه پر و بال عاجزست

در زیر آسمان دل و دست گشاده نیست

در وصل از فراق چه داند چه می کشم

هر کس که در وطن به غریبی فتاده نیست

راضی شدن به پایه دون پست فطرتی است

هر کس به خر سوار نگردد، پیاده نیست

صائب به قدر سوز جگر آب اگر دهند

بحر محیط از دهن ما زیاده نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۶۹تا آدمی خمش نشود برگزیده نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۷۰ماتم سرای خاک مقام نظاره نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۷۱دور قمر چو گردش چشم پیاله نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷۲یک آفریده از ته دل شادمانه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۷۳ما را زبان شکوه ز جور زمانه نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۷۴از شرم اگر چه روی تو چندین نقاب داشت
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۷۵ساقی ز ما شراب نخواهد دریغ داشت
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۷۶هر کس ز تیغ غمزه او سر دریغ داشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.