پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۵۸

دیوانه را ز حلقه طفلان ملال نیست

هر جا جمال هست غمی از جلال نیست

شبنم به آفتاب ز روشندلی رسید

پرواز آسمان تجرد به بال نیست

خورشید بدر کرد مه ناتمام را

از ناقصان کناره گرفتن کمال نیست

آفاق را گرفت به یک جلوه آفتاب

هر دولتی که تیز بود بی زوال نیست

در ملک نیستی نتوان احتیاج یافت

هر جا که فقر هست زبان سؤال نیست

هر جا که آب هست تیمم نمی کنند

حاجت به عذر با عرق انفعال نیست

در خاک پاک، آب گل و لاله می شود

از ما دریغ داشتن می حلال نیست

دور از تو با خیال به دل آشنای تو

داریم عالمی که ترا در خیال نیست

دلگیر نیست آن لب میگون ز خط سبز

آب حیات را ز سیاهی ملال نیست

آمد شد نگاه بود ترجمان ما

در بزم آرمیده ما قیل و قال نیست

زان چشم ما به یک نگه دور قانعیم

هر چند نافه را خبری از غزال نیست

روز جزا ز مفلسی خویش غافل است

از فکر مال، خواجه به فکر مآل نیست

خاکی نهاد باش که نور چراغ مهر

هر چند پایمال شود پایمال نیست

صائب نمی رسد به ادب هیچ گوهری

با گوشوار خاصیت گوشمال نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۶۰در کاروان ما جرس قال و قیل نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۶۱در نامجو شرافت ذاتی تمام نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶۲تا هست اثر ز عاشق شیدا تمام نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۶۳بر کافران خدای جهان گر رحیم نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۶۴تخمی است دوستی که در آب و گل تو نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۶۵سر رشته امید ز رحمت گسسته نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۶۶مقبول نیست طاعت هر کس شکسته نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۶۷محوم چنان که در دل تنگم اراده نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.