پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۴۵

دلهای آرمیده به مطلب سوار نیست

رحم است بر کسی که دلش برقرار نیست

از دامن است شعله جواله بی نیاز

موقوف، شور من به نسیم بهار نیست

در دست اگر چه هست به ظاهر عنان مرا

چون طفل نوسوار مرا اختیار نیست

سیل گران رکاب رسد زودتر به بحر

بر دل مرا ز پیکر خاکی غبار نیست

خاری به راه جان سبکرو درین جهان

بالاتر از مساعدت روزگار نیست

اندیشه پنبه زده را نیست از کمان

حلاج را ملاحظه از چوب دار نیست

بیهوده همچو موج چرا دست و پا زنیم؟

دریای بیقراری ما را کنار نیست

نبود به تن علاقه ز دنیا گذشته را

سرو روان مقید این جویبار نیست

پروانه خودکشی نکند بر چراغ روز

عشاق را به چهره بی شرم کار نیست

غواص از یگانگی بحر غافل است

ورنه حباب بی گهر شاهوار نیست

طامع ز تشنگی به بزرگان برد پناه

غافل که هیچ چشمه درین کوهسار نیست

صائب بگو، که سوخته جانان عشق را

آب حیات جز سخن آبدار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۴۷بازآ که بی تو مجلس ما را حضور نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۴۸داغم چو آفتاب سیاهی پذیر نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۴۹از بخت تیره اهل سخن را گزیر نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۵۰چشم تو چون ز مستی غفلت فراز نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۵۱حسن ترا که ناز به اهل نیاز نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۵۲عشق مرا به زینت ظاهر اساس نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۵۳یک دم صفای عالم غدار بیش نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۵۴تا زنده ایم قسمت ما غیر داغ نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.