پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳۸

حسن ترا به نقش و نگار احتیاج نیست

روی شکفته را به بهار احتیاج نیست

اندیشه وصال ندارند عاشقان

از دست رفته را به کنار احتیاج نیست

کان نمک کجا به نمکدان برد نیاز؟

شور مرا به خنده یار احتیاج نیست

ما صلح کرده ایم به دل از جهان گل

هر جا که مهره هست به مار احتیاج نیست

گوش سخن شنو نکشد رنج گوشمال

دلهای نرم را به فشار احتیاج نیست

از مشرب وسیع به جنت فتاده ایم

این نخل موم را به بهار احتیاج نیست

یک آینه است شش جهت از نور روی تو

حسن ترا به آینه دار احتیاج نیست

از بس هوای کشور مازندان ترست

مخمور را به آب خمار احتیاج نیست

از جوش صید، پر نتواند گشود تیر

اینجا کمین برای شکار احتیاج نیست

رنگینی کلام، گلستان من بس است

صائب مرا به باغ و بهار احتیاج نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۴۰دلهای غم ندیده پذیرای پند نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۴۱از فکر زلف یار رهایی امید نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۴۲امید دلگشاییم از ماه عید نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۴۳آفاق روشن و مه تابان پدید نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۴۴ما را دماغ جنگ و سر کارزار نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۴۵دلهای آرمیده به مطلب سوار نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۴۶بی عشق، آه در جگر روزگار نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۴۷بازآ که بی تو مجلس ما را حضور نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.