پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳۳

جان رمیده را به جهان بازگشت نیست

دست بریده را به دهان بازگشت نیست

شبنم دو بار بازی بستان نمی خورد

دل را به رنگ و بوی جهان بازگشت نیست

از اشک و آه خویش ندیدم نتیجه ای

در طالع شرار و دخان بازگشت نیست

دل چون ز دست رفت نیاید به جای خویش

یاقوت را به سینه کان بازگشت نیست

هر رقعه ای که می کنم انشا به آن نگار

در طالعش چو برگ خزان بازگشت نیست

پای به خواب رفته ما را چو پای خم

دیگر به خاک کوی مغان بازگشت نیست

افکنده سپهر نگردد دگر بلند

تیر شهاب را به کمان بازگشت نیست

جستیم از کشاکش چرخ از شکستگی

تیر شکسته را به کمان بازگشت نیست

مرغ ز دام جسته نیفتد دگر به دام

صائب مرا به ملک جهان بازگشت نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۳۵مجروح عشق را سر و برگ علاج نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۳۶بیمار عشق را به دوا احتیاج نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۳۷جز گریه چشم اشک فشان را علاج نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۳۸حسن ترا به نقش و نگار احتیاج نیست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۳۹در چار باغ دهر نسیم مراد نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۴۰دلهای غم ندیده پذیرای پند نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۴۱از فکر زلف یار رهایی امید نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۴۲امید دلگشاییم از ماه عید نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.