پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۱۶

چندین جمال هست نهان در جلال دوست

خوشتر ز گوشوار بود گوشمال دوست

پیوند نابریده میسر نمی شود

موقوف انقطاع بود اتصال دوست

در پرده آب کرد دل کاینات را

ای وای اگر ز پرده برآید جمال دوست

اوج وصال در خور پرواز ما نبود

بی بال و پر شدیم به امید بال دوست

پیوسته با محیط بود جویبار موج

دل را که منع می کند از اتصال دوست؟

بر سنگ زن که آهن زنگار خورده ای است

آیینه ای که آب نشد از مثال دوست

چون طفل روزه دار، سراپای دیده ایم

تا از کدام ابر برآید هلال دوست

معنی ربوده است مرا بیشتر ز لفظ

پروای دوست نیست مرا از خیال دوست

موج و حباب تیره کند بحر صاف را

حاجت به خط و خال ندارد جمال دوست

گردد ز خشکی و تری شاخ مختلف

عام است ورنه فیض نسیم وصال دوست

از ناله و فغان نشود طبع من ملول

جمع است خاطرم ز دل بی ملال دوست

در نوبهار حشر نیاید برون ز خاک

هر دانه دلی که نشد پایمال دوست

بگذر ز سر، که هر که درین راه سر نباخت

در جیب خاک ماند سرش ز انفعال دوست

هر ذره ای نو ای اناالشمس می زند

در خانه ام ز روشنی بی زوال دوست

ظرف حباب در خور بحر محیط زیست

صائب مرا بس است امید وصال دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۱۸باریکتر چرا نشوم از میان دوست؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۱۹ما گرچه بسته ایم لب از گفتگوی دوست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۲۰از شش جهت به کعبه مقصد سبیل هست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۲۱نابسته رخنه نظر از هر عیان که هست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۲۲رزق دهن تیغ بود هر گلو که هست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۲۳دلبستگی است مادر هر ماتمی که هست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۲۴دردست، صبح شیب، می خوشگوار چیست؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۲۵در حفظ جسم این همه فکر محال چیست؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.