پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۱۱

از لعل آبدار تو طرفی نظر نبست

از شور بحر در صدف ما گهر نبست

چشمی که شد به روی سخن باز چون قلم

یک قطره آب خویش به جوی دگر نبست

زان دم که لعل او به شکر خنده باز شد

در نیشکر ز رعشه غیرت شکر نبست

در آتشم ز آینه کز شوق دیدنت

تا باز کرد دیده خود را دگر نبست

از برگ عیش ماند تهی جیب و دامنش

چون لاله هر که داغ ترا بر جگر نبست

روی زمین گذر که سیل حوادث است

هر کس میان گشود در اینجا، کمر نبست

هر برگ سبز او کف افسوس دیگرست

نخلی که در شکوفه پیری ثمر نبست

صائب نشد عزیز به چشم جهانیان

تا آبروی خود به گره چون گهر نبست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۱۳از بس نهاده ام به دل داغدار دست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۱۴نتوان ز دل غبار ملال از شراب شست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۱۵از لخت دل مرا مژه در چشم تر شکست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۱۶چندین جمال هست نهان در جلال دوست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۱۷تا چند بشنوم ز رسولان پیام دوست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۱۸باریکتر چرا نشوم از میان دوست؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۱۹ما گرچه بسته ایم لب از گفتگوی دوست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۲۰از شش جهت به کعبه مقصد سبیل هست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.