پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۱۴

نتوان ز دل غبار ملال از شراب شست

زنگ از جبین آینه نتوان به آب شست

از می خمار آن لب میگون ز دل نرفت

داغ شراب را نتواند شراب شست

صافی نمی شود دل صد پاره بی گداز

گل رنگ خون ز چهره به اشک گلاب شست

از بخت تیرگی به گرستن نمی رد

چون خط سرنوشت که نتوان به آب شست

در غیرتم که انجم شب زنده دار را

تردستی خیال که از دیده خواب شست؟

چندان ز شرم روی تو زد غوطه در عرق

کز روی ماه داغ کلف آفتاب شست

از روی شرمگین تو گلگونه حیا

هر چند خون خورد، نتواند شراب شست

با عشق هر که مسلک عقل اختیار کرد

از آب خضر دست به موج سراب شست

یک رشته تاب مهر تو از دل بجا نماند

داغ از کتان من تری ماهتاب شست

در خون دل مرو که سیه روی می شود

هر اخگری که چهره به اشک کباب شست

از دل به می نرفت کدورت که از گهر

مشکل توان غبار یتیمی به آب شست

صائب به می ز دل نتوان تیرگی زدود

از لاله داغ را نتواند سحاب شست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۱۶چندین جمال هست نهان در جلال دوست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۱۷تا چند بشنوم ز رسولان پیام دوست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۱۸باریکتر چرا نشوم از میان دوست؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۱۹ما گرچه بسته ایم لب از گفتگوی دوست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۲۰از شش جهت به کعبه مقصد سبیل هست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۲۱نابسته رخنه نظر از هر عیان که هست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۲۲رزق دهن تیغ بود هر گلو که هست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۲۳دلبستگی است مادر هر ماتمی که هست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.