پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۱۳

از بس نهاده ام به دل داغدار دست

گشته است داغدار مرا لاله وار دست

ای ساقیی که توبه ما را شکسته ای

زنهار از شکسته نوازی مدار دست

ریزند می چو شیشه مگر در گلوی من

می لرزد این چنین که مرا از خمار دست

ای گل چه آفتی تو که از خون بلبلان

در مهد غنچه بود ترا در نگار دست

در عهد خوبی تو گذارند گلرخان

گاهی به روی و گاه به دل غنچه وار دست

از اشتیاق دامن آن سرو خوش خرام

از آستین چو تاک برآرم هزار دست

زان پر گل است گلشن حسنت که می رود

از دیدنت نظارگیان را ز کار دست

گوهر شود ز گرد یتیمی گرانبها

ای سنگدل مشوی ازین خاکسار دست

دریا خمش به پنجه مرجان نمی شود

سودی نمی دهد به دل بیقرار دست

می کرد در تهیه افسوس کوتهی

می بود همچو سرو مرا گر هزار دست

از امتحان غمزه خونخوار درگذر

نتوان گذاشتن به دم ذوالفقار دست

صد بار جوی خون شده است آستین من

تا برده ام به لعل لب آن نگار دست

چون خرده زری که ترا هست رفتنی است

در آستین گره چه کنی غنچه وار دست؟

دستی نشد بلند پی دستگیریم

شد توتیا اگر چه مرا زیربار دست

بی بادبان سفینه به ساحل نمی رسد

صائب ز طرف دامن دل بر مدار دست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۱۵از لخت دل مرا مژه در چشم تر شکست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۱۶چندین جمال هست نهان در جلال دوست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۱۷تا چند بشنوم ز رسولان پیام دوست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۱۸باریکتر چرا نشوم از میان دوست؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۱۹ما گرچه بسته ایم لب از گفتگوی دوست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۲۰از شش جهت به کعبه مقصد سبیل هست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۲۱نابسته رخنه نظر از هر عیان که هست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۲۲رزق دهن تیغ بود هر گلو که هست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.