پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۰۸

چون صبح، زندگانی روشندلان دمی است

اما دمی که باعث احیای عالمی است

عیش غلط نمای جهان پرده غمی است

شیرازه شکفتگیش زلف ماتمی است

آن را که راهزن نشود نعل واژگون

ابروی ماه عید، هلال محرمی است

در چشم آبگینه ما دل رمیدگان

زنگ ملال، دامن صحرای خرمی است

از سینه هر دمی که برآید ز روی صدق

مانند صبح، صیقل زنگار عالمی است

بر هر دلی که زخمی تیغ زبان شود

بی چشم زخم، سوده الماس مرهمی است

هر جا به عاجزی رود از پیش کارها

هر مور اژدهایی و هر زال رستمی است

آن را که شد گزیده ز طول حیات خویش

لیل و نهار در نظرش مار ارقمی است

دلهای آب گشته مرغان بینواست

هر جا به چهره گل این باغ شبنمی است

هر چند نم برون ندهد خاک خشک مغز

نسبت به آسمان سیه کاسه حاتمی است

در پنجه تصرف اغیار، زلف تو

در دست دیو مانده گرفتار، خاتمی است

صائب به غیر چاه زنخدان یار نیست

راز مرا گر از همه آفاق محرمی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۱۰آهی که غم ز دل نبرد ناکشیدنی است
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۱۱از لعل آبدار تو طرفی نظر نبست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۱۲هر کس فشاند بر من پر شور پشت دست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۱۳از بس نهاده ام به دل داغدار دست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۱۴نتوان ز دل غبار ملال از شراب شست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۱۵از لخت دل مرا مژه در چشم تر شکست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۱۶چندین جمال هست نهان در جلال دوست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۱۷تا چند بشنوم ز رسولان پیام دوست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.