پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹۹

غم را اگر برون ندهد سینه آینه است

گر زنگ را فرو خورد آیینه آینه است

مشاطه جهان، نظر پاک بین توست

عالم منورست اگر سینه آینه است

روشندلان ز پرتو مهرند بی نیاز

شمع و چراغ خانه آیینه آینه است

صافی دلان میکده را پاک دیده ایم

در دل نگیرد آن که ز کس کینه آینه است

از اهل دل حضور لباس نمد بپرس

قیمت شناس خرقه پشمینه آینه است

اخفای راز عشق تو در سینه چون کنم؟

سیماب، گوهر من و گنجینه آینه است

در روزگار خط تو چون آب و سبزه شد

با زنگ اگر چه دشمن دیرینه آینه است

از بس که صیقلی شده است از فروغ حسن

دیوار جلوگاه ترا پینه آینه است

با تیر غمزه تو کز آهن گذر کند

آن پر دلی که کرد سپر سینه آینه است

این آن غزل که گفت فصیحی پاکدل

گر زشت را نکو کند آیینه آینه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۰۱از فیض نوبهار، زمین بزم چیده ای است
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۰۲در هر نظاره ام ز تو پیغام تازه ای است
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۰۳دنیا برای بیخبران عیش خانه ای است
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۰۴گنجینه جواهر ما پاک گوهری است
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۰۵موج شراب و موجه آب بقا یکی است
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۰۶برهان واصلان فنا آرمیدگی است
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۰۷لبهای خشک، موجه عمان تشنگی است
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۰۸چون صبح، زندگانی روشندلان دمی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.