پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹۶

ابر بهار گلشن رخسار، آینه است

آتش فروز شعله دیدار، آینه است

از دل توان به انجمن حسن راه برد

سنگ نشان کعبه دیدار آینه است

آنجا توان به زور نفس کار پیش برد

افسانه ای است این که دل یار آینه است

نتوان به کنه چرخ رسیدن به سعی فکر

اندیشه مور و این در و دیوار آینه است

با روی یار چهره شدن نیست کار گل

دارد کسی که جوهر این کار، آینه است

گر دل بجاست، وضع جهان آرمیده است

گر چشم روشن است، گل و خار آینه است

عاشق چو محو گشت، دو عالم دو عینک است

طوطی چو مست شد، در و دیوار آینه است

امروز دیده ای که نرفته است آب ازو

صائب درین زمانه غدار آینه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۹۸جوهر غبار دیده حیران آینه است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۹۹غم را اگر برون ندهد سینه آینه است
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۰۰هر غنچه زین چمن دل در خون نشانده ای است
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۰۱از فیض نوبهار، زمین بزم چیده ای است
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۰۲در هر نظاره ام ز تو پیغام تازه ای است
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۰۳دنیا برای بیخبران عیش خانه ای است
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۰۴گنجینه جواهر ما پاک گوهری است
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۰۵موج شراب و موجه آب بقا یکی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.